محمد تقي جعفري

61

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نقل نموده است مطلب بسيار مهمّى وجود دارد كه تجربه‌ها نيز دلالت بر آن دارند كه درون اشخاص رازدار به اضافهء اين كه از ظرفيّت و متانت با اهمّيّتى برخوردار است ، خاصّيّتى در خود صفت رازدارى وجود دارد كه شايد قبول آن براى اشخاص محسوس پرست دشوار باشد ، ولى خواه براى آنان دشوار باشد يا آسان ، اين حقيقتى است كه فراوان مشاهده شده است كه - چون كه اسرارت نهان در دل شود آن مرادت زودتر حاصل شود احتمال مىرود اين خاصّيّت ناشى از اين باشد كه خوددارى از ابراز سرّ ، موجب به جريان افتادن نيروهاى مغزى و روانى براى فهم اصول و مبادى و نتائج قابل استفاده از آن سرّ بوده باشد ، چنان كه در شمارهء دوم اشاره كرديم . سه - گاهى چنين است كه حقيقتى با بيان آن با زبان يا قلم ، بدانجهت كه از دالانهاى محدود كننده مىگذرد و با وسيله اى محدود در عرصه اى محدود كننده نمودار مىگردد ، لذا عظمت هويّت خود را كه در مغز و روان داشته است ، از دست مىدهد . مثلا انسان موقعى كه بخواهد محبّت خالصانه و معقول خود را در بارهء موضوعى يا كسى ابراز نمايد ، قطعى است كه عوامل زمان و مكان و ديگر شرايط و موقعيّت ابراز محبّت مخصوصا قالبهاى محدود كنندهء الفاظ ، هويّت حقيقى آن محبّت را بقدرى محدود خواهند كرد كه با واقعيّت آن محبّت قابل مقايسه نخواهد بود . - هر چه گويم عشق را شرح و بيان چون بعشق آيم خجل گردم از آن متكلَّم اگر بهره اى از خرد و وجدان داشته باشد ، بايد بگويد : من اين موضوع را با اين شرايط و در موقعيّت مخصوص و با وسائل محدود و محدود كننده بيان مىكنم نه حقيقت آن را ، ولى كجا است اين خرد و اين وجدان چهار - اگر ما بخواهيم ظرفيّت و ديگر خصوصيّات شنوندهء سخن را مراعات كنيم ، حتما بايد از ابراز نود درصد سخنان ، خوددارى نمائيم : در مثنوى در داستان طوطيان كه بازرگان پيام طوطى را به هندوستان مىبرد و آن را به طوطيان آن سرزمين مىرساند ، چنين آمده است : مرد بازرگان پذيرفت آن پيام كاو رساند سوى جنس از وى سلام چون كه تا اقصاى هندستان رسيد در بيابان طوطى چندى بديد